(حتما اینجا کلیک کنید !!!!)افراد عاطفی و حساس وکسانی که قلب ضعیف دارند اینکار را نکنند(خواهش میکنم جدی باشید . )

http://ksabz.net/userslinks.aspx?id=18399

88/02/20 - 11:09
شماره:8802200310
آشنايي با رشته مهندسي شيمي:

خبرگزاري فارس: بايد توجه داشته باشيم كه بزرگترين صنايع شورهاي پيشرفته و در حال پيشرفت دنيا از جمله ايران، صنايع شيميايي است. پيشرفت هاي ما در بخش مهندسي شيمي ايران روند مثبت و رو به توسعه اي را نشان مي دهد.


ديباچه: .....(ادامه مطلب رابخوانید)

ادامه نوشته

88/02/20 - 14:51
شماره:8802200917
اشتباهات مردم در غذا خوردن

خبرگزاري فارس: ترك عادت هاي غذايي غلط آسـان بـوده و وقـت زيادي نمي گيرد و موجب مي شود تا از زندگي سالم تر و اندامي متناسب تر برخوردار شده و از غذا خوردن بيشتر لذت ببريد.

ادامه نوشته

گروه ديدگاه / حوزه علم و فن آوري

88/02/20 - 15:08
شماره:8802200938
همه چيز درباره صبحانه

خبرگزاري فارس: صبحانه مهم‌ترين وعده غذايي به حساب مي‌آيد و كساني كه اين وعده غذايي را در برنامه روزانه خود مي‌گنجانند، از سلامت بيشتري در طول زندگي خود برخودارند.(ادامه مطلب راکلیک کنید)

ادامه نوشته

منبع : سلامت نیوز

زندگي ايده‌آل:سرچشمه جوانی و شادابی چیست؟ گذر عمر امری اجتناب ناپذیراست. با این حال همه انسانها تمایل دارند که در این گذار ناگزیر زندگی همچنان سالم، شاداب و زیبا باقی بمانند. در ادامه به 20 مورد از روش های رسیدن به این خواسته معقول اشاره می کنیم.

 

                                      

ادامه نوشته

پرنده لب تنگ ماهي نشسته بود. با تعجب به ماهي

 نگاه ميكرد. با خود ميگفت: سقف قفسش كه

 شكسته پس چرا پرواز نميكند!؟

سارا هشت ساله بود كه از صحبت پدر و مادرش فهميد كه برادر كوچكش سخت مريض است و پولي هم براي مداواي او ندارند. پدر به تازگي كارش را از دست داده بود و نمي‌توانست هزينه‌ي جراحي پرخرج برادرش را بپردازد.
 سارا شنيد كه پدر به آهستگي به مادر گفت فقط معجزه مي‌تواند پسرمان را نجات دهد.
 سارا با ناراحتي به اتاقش رفت و از زير تخت قلك كوچكش را درآورد. قلك را شكست.
سكه‌ها را روي تخت ريخت و آن‌ها را شمرد . فقط پنج دلار بود.

سپس به آهستگي از در عقب خارج شد و چند كوچه بالاتر به داروخانه رفت.
 جلوي پيشخوان انتظار كشيد تا داروساز به او توجه كند ولي داروساز سرش  به مشتريان گرم بود. بالاخره سارا حوصله‌اش سر رفت و سكه‌ها را محكم روي پيشخوان ريخت.
داروساز با تعجب پرسيد چي مي‌خواهي عزيزم؟
 دخترك توضيح داد كه برادر كوچكش چيزي تو سرش رفته و بابام مي‌گه كه فقط معجزه مي‌تونه او را نجات دهد. من هم مي‌خواهم معجزه بخرم، قيمتش چقدراست؟
 داروساز گفت: متاسفم دختر جان ولي ما اين‌جا معجزه نمي‌فروشيم. چشمان دخترك پر از اشك شد و گفت شما رو به خدا برادرم خيلي مريضه و بابام پول نداره و اين همه‌ي پول
 منه. من از كجا مي‌تونم معجزه بخرم؟
 مردي كه در گوشه ايستاده بود و لباس تميز و مرتبي داشت از دخترك پرسيد چقدر پول داري؟ دخترك پول‌‌ها را كف دستش ريخت و به مرد نشان داد. مرد لبخندي زد و
 گفت: آه چه  جالب! فكر كنم اين پول براي خريد  معجزه كافي باشد. سپس به آرامي دست او راگرفت و گفت: من مي‌خواهم برادر و والدينت را ببينم، فكر كنم معجزه برادرت پيش من باشه. آن مرد دكتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شيكاگو بود.. فرداي آن روز عمل جراحي روي مغز پسرك با موفقيت انجام شد و او از مرگ نجات يافت. پس از جراحي پدرنزد دكتر رفت و گفت: از شما متشكرم، نجات پسرم يك معجزه واقعي بود، مي‌خواهم بدانم بابت هزينه عمل جراحي چقدر بايد پرداخت كنم؟
دكتر لبخندي زد و گفت: فقط پنج دلار!

 دو راه براي زندگي كردن وجود دارد:

  يك راه اين كه هيچ چيزي را معجزه ندانيد و ديگري اين كه همه چيز را معجزه بدانيد !

در نگاه كسانی كه پرواز را نمی فهمند 

هر چه بيشتر اوج بگيری كوچكتر خواهی شد

آیامی دانستید؟

 

 

. آیامی دانستید فقط یک نفر از یک میلیارد نفر بیش از ۱۱۶ سال عمر میکند.


. آیامی دانستید هر آمریکایی به طور میانگین
۲ کارت اعتباری دارد.


. آیامی دانستید قلب انسان میتواند خون را
۱۰ متر به بیرون پرتاب کند.


. آیامی دانستید متداولترین نام در دنیا محمد است.


. آیامی دانستید زبان قویترین ماهیچه در بدن است.


. آیامی دانستید روز تولد شما حداقل با
۹ میلیون نفر دیگر یکی است.


. آیامی دانستید ستاره دریایی مغز ندارد.


. آیامی دانستید زنان تقریبا
۲ برابر مردان چشمک میزنند.


. آیامی دانستید شما نمیتوانید با حبس کردن نفستان خودکشی کنید.


ادامه نوشته

------------ --------- --------- ---------
شاه کلید عشق ، تسلیم است
Just key of love is deference.
------------ --------- --------- ---------

به
ستاره ها نگاه کن. به چشمک زدنشون بخند. اما بهشون دل نبند ، چون چشمک هاشون از روی عادته
Look at the stars, laugh to their winking, but don't love them, because their winks are just from habit.
------------ --------- --------- ---------
ای خدای بزرگ به من کمک کن
تا وقتی می خواهم درباره راه رفتن کسی قضاوت کنم، کمی با کفشهای او راه بروم
O my God, help me that when I want to judge about one walking, first I walk little with his shoes.

هیچ می دانی فرصتی که ازآن بهره نمی گیری ، آرزوی دیگران است؟!
Do you know? A fortune that you don't use, is others wish.

Happiness Alphabet

Accept - پذیرا باشید
دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید، حتی اگر برایتان مشکل باشد
که عقاید، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید.


Break away - خودتان را جدا سازید
 خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید.

(ادامه مطلب را کلیک کنید )

ادامه نوشته

سلام :

من دراین مدت کوتاهی که بازنشسته شده ام یادگرفته ام که باز نشستگی پایان تدریس کلاسی و آغاز تحصیل جهانی است .

سلام به دوستان باوقار و آگاه :

مهم این نیست که چقدر نوشته ایم مهم اینست که چقدر انرژی مثبت

از طریق این وبلاگ منتشر کرده ایم و مهم اینست که چقدر در دیگران

تغییر مثبت ایجاد کرده ایم چون اینها ساده ترین تکالیفی

هستند که طبیعت از ما میخواهد پس همه در قبال هم مسئولیم .

Keep your thoughts positive

ادامه نوشته

 

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز
 
دارد یا نه؟ 
 

 

روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمارمی‌گذاریم و از او می‌خواهیم که  وان را خالى کند
 

 

من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگتراست.

 

 

روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى در پوش زیرآب وان را بر می‌دارد  .شما می‌خواهید تخت‌تان کنارپنجره باشد ؟؟!؟

باوري از ناتوانی خويش:
روزي دانشمندى آزمايش جالبى انجام داد. او يك آكواريوم ساخت و با قرار دادن يک ديوار شيشه‌اى در وسط آكواريوم آن ‌را به دو بخش تقسيم ‌کرد. 
در يک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش ديگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود.. 
ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى ديگرى نمى‌داد. 
او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سويش حمله برد ولى هر بار با ديوار نامرئي كه وجود داشت برخورد مى‌کرد، همان ديوار شيشه‌اى که او را از غذاى مورد علاقه‌اش جدا مى‌کرد… 
پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله و يورش به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواريوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غير ممکن است! 
در پايان، دانشمند شيشه ي وسط آکواريوم را برداشت و راه ماهي بزرگ را باز گذاشت.. ولى ديگر هيچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آن‌سوى آکواريوم نيز نرفت !!! 

میدانید چـــــرا ؟ 

ديوار شيشه‌اى ديگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش ديوارى ساخته بود که از ديوار واقعى سخت‌تر و بلند‌تر مى‌نمود و آن ديوار، ديوار بلند باور خود بود ! باوري از جنس محدودیت ! باوري به وجود دیواري بلند و غير قابل عبور ! باوري از ناتوانی خويش
 

منبع :http://chemtmu.blogfa.com/

چرا نمک گازهای نوشابه را خارج می کند ؟
ادامه نوشته

روزی یک مرد ثروتمند، پسر کوجکش را به ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند. آن دو یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند.
در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟
پسر پاسخ داد: عالی بود پدر!
پدر پرسید آیا به زندگی آنها توجه کردی؟
پسر پاسخ داد: بله پدر!
و پدر پرسید: چه چیزی ازاین سفر یاد گرفتی؟
پسر کمی فکر کرد و بعد به آرامی گفت: فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهارتا. ما در حیاطمان یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد. ما در حیاطمان فانوس های تزیینی داریم و آنها ستارگان را دارند. حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آنهابی انتهاست!
با شنیدن حرفهای پسر، زبان مرد بند آمده بود. بعد پسر بچه اضافه کرد: متشکرم پدر، تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم!

http://rrp.blogfa.com/

زیباترین آهوی جهان (در عجبم در دقت و هنر نقاش گیتی ): ahoo_4_256005985.jpg بخدا از نظرات دوستان جان تازه میگیرم .

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند.. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین » را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند .
در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند .
یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.

رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند . ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند .

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.

راوی اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است !

راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود. ››

قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود

منبع: http://rrp.blogfa.com

يک مردِ روحاني، روزي با خداوند مکالمه اي داشت: "خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلي هستند؟"
خداوند آن مرد روحاني را به سمت دو در هدايت کرد و يکي از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهي به داخل انداخت. درست در وسط اتاق يک ميز گرد بزرگ وجود داشت که روي آن يک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوي خوبي داشت که دهانش آب افتاد!

افرادي که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردني و مريض حال بودند. به نظر قحطي زده مي آمدند. آنها در دست خود قاشق هايي با دسته بسيار بلند داشتند که اين دسته ها به بالاي بازوهايشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتي مي توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جايي که اين دسته ها از بازوهايشان بلند تر بود، نمي توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.
مرد روحاني با ديدن صحنه بدبختي و عذاب آنها غمگين شد. خداوند گفت: "تو جهنم را ديدي!"

آنها به سمت اتاق بعدي رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلي بود. يک ميز گرد با يک ظرف خورش روي آن، که دهان مرد را آب انداخت!
افرادِ دور ميز، مثل جاي قبل همان قاشق هاي دسته بلند را داشتند، ولي به اندازه کافي قوي و تپل بوده، مي گفتند و مي خنديدند. مرد روحاني گفت: "نمي فهمم!"

خداوند جواب داد: "ساده است! فقط احتياج به يک مهارت دارد! مي بيني؟ اينها ياد گرفته اند که به همديگر غذا بدهند، در حالي که آدم هاي طمع کار تنها به خودشان فکر مي کنند!"

در نگاه كسانی كه پرواز را نمی فهمند

، هر چه بيشتر اوج بگيری كوچكتر خواهی شد

منبع : http://oonieknafar.blogfa.com/

 
 
آموزش توانسته است جمعیت فراوانی را باسواد کند، امانتوانسته است، به آنها بگوید چه بخوانند. جی.تراولیان

چیز درک نشدنی در مورد جهان اینست که جهان درک شدنی است.
البرت اینشتین

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

موجیم که آسودگی ما عدم ماست ...

یکدیگر را دوست بدارید ، اما از عشق زنجیر مسازید:
ادامه نوشته

کد خبر : 5188 تاريخ ارسال : 17تير1386 نسخه قابل چاپ
چاي و ماست دشمن آهن هستند

بنابر تحقيقات اخير دانشمندان، مصرف چاي بعد از غذا و ماست و لبنيات همراه غذا باعث كاهش در جذب آهن بدن مي‌شود.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از پايگاه خبري آبزرور فرانسه؛ بيشتر نسبت به مصرف چاي مقاله‌هاي با چاپ رسيده بود اما اكنون دانشمندان درباره ماست اعلام كردند در حين غذا خوردن باعث كاهش جذب آهن، اين ماده حياتي در بدن مي‌شود.
بنابراين گزارش؛ وجود فراوان كلسيم در لبنيات باعث كاهش جذب آهن در بدن مي‌شود زيرا اولويت جذب با كلسيم است و آهن جذب نشده و مستقيما دفع مي‌گردد.
يادآور مي‌شود؛ كمبود آهن بيماري خطرناكي است كه در زنان جوان بسيار مشاهده مي‌گردد و باعث اختلالات شديدي در بدن مي‌شود.

سوالات کنکور ۸۷ :

ادامه نوشته

شاد زی :

در سال 1388:

زندگی شما می‌تواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که می‌توانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است. (ادامه مطلب را کلیک کنید )

ادامه نوشته

منبع: http://rrp.blogfa.com

مسئله 1 - فرض کنید راننده یک اتوبوس برقی هستید. در ایستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس می شوند ، در ایستگاه دوم 3 نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند . راننده چند سال دارد ؟
 
مسئله 2 - پنج کلاغ روی درختی نشسته اند ، 3 تا از آنها در شرف پرواز هستند . حال چه تعداد کلاغ روی درخت باقی می ماند؟
 
مسئله 3 - چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی موسی برده شد ؟
 
مسئله 4 - شیب یک طرف پشت بام شیروانی شکلی ، شصت درجه است و طرف دیگر 30 درجه است . خروسی روی این پشت بام تخم گذاشته است . تخم به کدام سمت پرت می شود ؟
 
مسئله 5 - این سوال حقوقی است . هواپیمایی از ایران به سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو سقوط می کند ، بازمانده ها را کجا دفن می کنند ؟
 
مسئله 6 - من دو سکه به شما می دهم که مجموعش 30 تومان می شود. اما یکی از آنها نباید 25 تومانی باشد . چطور ؟

جواب ها :(در ادامه مطلب)

 

ادامه نوشته

منبع :http://rrp.blogfa.com/

تنها نجات یافته کشتی، اکنون به ساحل این جزیره دور افتاده، افتاده بود.
او هر روز را به امید کشتی نجات، ساحل را و افق را به تماشا می نشست.
سرانجام خسته و نا امید، از تخته پاره ها كلبه ای ساخت تا خود را از خطرات مصون بدارد و در آن لختی بیاساید.
اما هنگامی که در اولین شب آرامش در جستجوی غذا بود، از دور دید كه كلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود.
بدترین اتفاق ممكن افتاده و همه چیز از دست رفته بود.
از شدت خشم و اندوه در جا خشك اش زد. فریاد زد:
« خدایــــا! چطور راضی شدی با من چنین كاری بكنی؟ »
صبح روز بعد با صدای بوق كشتی ای كه به ساحل نزدیك می شد از خواب پرید.
كشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، و حیران بود.
نجات دهندگان می گفتند:
"خدا خواست که ما دیشب آن آتشی را که روشن کرده بودی ببینیم


مردم اغلب غیر منطقی ، خود محور ،

و متعصب هستند ،

در هر حال آنها را ببخش! 

اگر مهربان باشی مردم تو را متهم می کنند

 که پشت این مهربانی ها ،

 هدف های خود خواهانه پنهان شده است ،

 

در هر حال ، مهربان باش!

 

 

اگر موفق شوی ،

دوستان دروغین و دشمنان واقعی

به دست خواهی آورد ،

 

در هر حال ،موفق شو!

 

 

اگر صادق و صریح باشی ،

ممکن است تو را فریب دهند ،

 

در هر حال ، صادق و صریح باش !

 

 

چبزی را که برای ساختنش سال ها تلاش کرده ای

می توانند در یک شب نابود کنند ،

 

در هر حال ، تو بساز!

 

اگر آرامش و خوشبختی

 را بیابی

مورد حسد واقع می شوی ،

 

در هر حال ، به دنبال خوشبختی باش!

 

کار خوب امروز تو را ،

اغلب افراد فردا فراموش می کنند ،

 

در هر حال ، تو کار خوبت را انجام بده !

 

بهترین هایت را به دنیا بده

و این ممکن است هرگز کافی نباشد ،

 

در هر حال ، تو بهترین هایت را به دنیا بده!

 

می دونی ....

در آخر ،

هر چی بوده بین تو و خداست ،

 

در هر حال ، هیچ کدوم بین تو وآنها نبوده!