بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار
خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار
بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق
نه کم از بلبل مستی تو بنال ای هشیار
آفرینش همه تنبیه خداوند دل است
دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار
خبرت هست که مرغان سحر می گویند
آخر ای خفته! سر از خواب جهالت بردار
+ نوشته شده در یکشنبه یکم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 21:26 توسط محمد اسماعیلی دبیر شیمی
|
مدیریت :محمد اسماعیلی دبیر شیمی09144003458